بلبل:
پرنده ای کوچک از تیرة توکا با سطح پشتی قهوه ای خوش رنگ و یک دست و سطح شکمی مایل به خاکستری کم رنگ که در ناحیة گلو و شکم به سفیدی می گراید. به خاطر آواز زیبایش معروف است .
بلبل نيم که عاشق ياقوت و زر بوم
نرگس:

گیاهی است از ردة تک لپه ای ها و گل هایش منفردند. تعداد گلبرگ هایش سه عدد و سفید رنگند و کاسبرگ هایش نیز سه عدد هستند که به رنگ گلبرگ ها می باشند.
کنایه از: چشم معشوق
فاخته:

کوکو، پرنده ای است خاکی رنگ شبیه کبوتر و کمی کوچک تر از آن که دور گردنش طوقی سیاه دارد.
فاخته در بزم باغ گوئي خاقاني است
در سر هر شاخسار شعر سراي آمده است
قمری :

پرنده ای است ، ماده ٔ آن را قمریه نامند و نر آن را ساق جر و جمع آن قماری ، و آن رابه هندی توترو نامند.
مرغی است از فاخته کوچکتر و با طوق و بسیار مأنوس و خوش منظر و خوش آواز و گفته اندکه لفظ یا کریم کامل الحروف از صوت آن ظاهر میگردد و دو نوع میباشد، سفید و زرد .
در لغت نامه های عربی آن را جنسی از فاخته گفته اند و آنچه را که در زمان ماقمری میگویند مرغی است به اندازه ٔ بچه ٔ کبوتری ولی باریک اندام تر و پرهای سیاه دارد و آن را مانند طوطی الفاظی چند آموزندمرغی است معروف خوش آواز نر آن را وَرَشان و ساق حُر نیز گویند حشرات از آواز قمری میگریزند
ساری :
جانوری است که آن را سار نیز خوانند. پرنده ای است سیاه و خالدار که آن را سار هم میگویند. مرغی است سخنگوی سیاه .
ساری گفتا که هست سرو زمن پای لنگ
لاله از آن به که کرد دشت بدشت انقلاب .
لاله :

معمولا گلهای پیازداری را گویند که نام علمی آنها تولیپا و از خانواده ٔ لیلیاسه و آن از دسته ٔ سوسن ها و از تیره ٔ سوسنی هاست و کاسه و جام آن تشکیل جامی قشنگ و کامل میدهد. گیاه شناسی گل گلاب انواع لاله های وحشی در ایران عبارتند از: لاله ٔ داغدار قرمز و لاله ٔ زرد و لاله ٔ سفید و لاله ای که در شیراز خودروست و گلهای سه رنگ دارد پشت گل برگها قرمزرنگ و داخل آن سپید داغدار
صبحا به گلاب لاله بنشان
این دردسری که شب کشیدم .
سوسن .

گلی است معروف و آن چهار قسم می باشد: یکی سفید و آنرا سوسن آزاد میگویند، ده زبان دارد و دیگری کبود و آنرا سوسن ازرق می خوانند و دیگری زرد و آنرا سوسن ختایی می نامند و چهارم الوان میشود و آن زرد، سفید و کبود میباشد و آنرا سوسن آسمانی گویند، وبیخ آنرا ایرسا خوانند و این چهار قسم هم صحرایی و بوستانی میشود. و نام درخت چلغوزه هم هست و آنرا به عربی صنوبرالکبار و ثمر آنرا که چلغوزه باشد حب الصنوبر الکبار گویند
گیاهی است از تیره ٔ سوسنی ها که جزو گیاهان تک لپه ای جام و کاسه ٔ رنگین است . گلی است فصلی و دارای گلهای زیبا و درشت برنگهای مختلف . اصل این گیاه از اروپا و ژاپن و آمریکای شمالی و هیمالیاست . جهت ازدیاد این گیاه معمولاً در پائیز پیازهای فرعی را از پیاز اصلی جدامیکنند و در بهار مجدداً میکارند. پیلغوش . فیلگوش . پیلگوش . زنبق رشتی
مورد بجای سوسن آمد باز
می بجای ارغوان آمد.
تيهو :

پرنده ای است شبیه به کبک لیکن از کبک کوچکتر است و معرب آن تیهوج باشد با زیادتی جیم . مرغکی است خردتر از گنجشک که آن را سوسک و شاشک و شوشک و شیشو و تموشک نیز گویند به تعریبش تیهوج خوانند
مرغی است بزرگتر از سار و خردتر از کبوتر و گوشتی نهایت لطیف و خوش طعم دارد. پهلوی تیهوک ، معرب آن تیهوج و طیهوج ، در اورامانی تهو پرنده ای از نوع کبک که در اروپا و آسیا بسیار است و گوشت لذیذی دارد.
بدوان از بر خویش و بپران از کف خویش
بر آهوبچه یوز و برتیهوبچه باز.
تیهو گفتابه است سبزه ز سوسن از آنک
فاتحه ٔ صحف باغ اوست گه فتح باب .
طوطی .
![]()
پرنده ای است سبزرنگ از طایفه ٔ پسیتاسیده . و بمناسبت سهولت تقلید آوای آدمی قابل ملاحظه است . طوطیان عموماً در نواحی گرم و رطوبی افریقا و هند زیست میکنند. ببغاء. طوطک . معرب توته ٔ هندی است . معرب توتی و آن طائری است سبز که بعرف آن را طوطا نامند و شکرشکن ، شکرفشان ، شکرمقال ، شکرین مقال ، شیرین زبان ، شیرین سخن ، شیرین تکلم ، شیرین گفتار،
خاقانيا چو طوطي ازين آهنين قفس
کوشي که نيم بال بيابي و بر پري
سمن
گل سه برگ را گویند، یعنی گیاهی و رستنیی هست که آنرا سه برگه میگویند. گل آن است و آن مدور وصدبرگ و یاسمنی رنگ میباشد. و بعضی گویند گلی باشد پنج برگ و سفید و خوشبوی که آنرا و شیر خوانند.
خدمت زلف و رخ کند از پی سنبل و سمن
شانه در آن مربعی آینه در مدوری .
نرگس .

[پهلوی : نرکیس ، از یونانی : نرکیسس ، معرب آن نرجس ، لاتینی : نرسی سوس ،
نام گلی است خوشبو که ته و ساقه اش مانند پیاز است و بر سر گلی می آورد زرد یا بنفش
گیاهی است دارای پیاز و گلی خوشبوی و معطر دارد. (ناظم الاطباء). و آن چند نوع است : شهلا و گلی است از تیره ٔ نرگسیها که در وسط گلش حلقه ای زرد دیده می شود و آن را نرگس شهلا گویند و در بعضی جنس ها خود گل نیز زرد است یا گل سفید است ولی در وسط آن گلبرگ های کوچک سفید است و آن را نرگس مسکین گویند..
در پیکر باغ شکل نرگس
چشمی است که ریخته ست مژگان .
غراب

به سه نوع از پرندگان اطلاق شود: یکی زاغی است که در نزد ما به غراب الزرع و عناق معروف است و پاها و منقار آن کوچک و سرخ و به بزرگی کبوتر است ، دوم غراب معروف به غراب اسود (کلاغ ) است که در میان پرندگان درنده بسیار یافت شود و به غلطآن را زاغ نامیده اند. و سوم معروف به غراب ابقع (کلاغ پیسه ) که از همه وحشی تر است .
غراب اسم جنس کلاغ است و ابلق او غراب ابقع، و سیاه بزرگ او موسوم به غراب اسود است . به ترکی قوزقون گویند و سیاه کوچک آن که در کشتزارها دیده می شود سرخ است ، به فارسی زغن و زاغچه گویند، و آن غیر از غذاف است ، و در خواص مانند غراب الزرع و از صنف آن است ، کلاغ سفید که ابقع باشد در دوم گرم و خشک است و خوردن آن را در قطع باه مجرب دانسته اند و تعلیق چشم او مورث بیخوابی است و اجتناب از خوردن گوشت آن اولی است و زاغ بغایت ردی الغذاء و در سیم گرم و خشک و در خواص مثل غداف ، و جلوس در طبیخ آن جهت ریاح رحم مفید است و چون زنده ٔ آن را در ظرفی گذاشته با براده ٔ حدید و ترشیها مثل سرکه و آب ترنج چهل روز در سرگین اسب دفن کنند تا حل شود، جهت خضاب مجرب دانسته اند و گویند تا مدتی مدید رنگ آن تغییر نمی کند و در تغییر رنگ وضح
مگو کز چمن نیست بادا غراب
مگر نرخ انجیر ارزان بود.
کبک

پرنده ای است مشهور و معروف و آن دو قسم می باشد دری و غیر دری هر دو به یک شکل و شمایل لیکن دری بزرگتر و غیر دری کوچکتر است این پرنده بیشتر در کوهسارها زیست کند.
پرنده ای از دسته ٔ ماکیانها است که به جهت استفاده از گوشت وی آن را شکار کنند.
پرنده ای است از راسته ٔ مرغان خانگی که قدی کوتاه و تنه ای خپله دارد، دمش کوتاه و سرش کوچک و بدون کاکل است ، منقارش کوتاه و ضخیم و استخوان تارس
کبک مهرم کز قفس بیرون شوم
هم قفس را آشیان خواهم گزید.
عقاب:

پرنده ای است شکاری با جثه ای بزرگ دارای منقاری خمیده ،چشم هایی تیزبین و چنگال هایی نیر ومند. 2 - صورت فلکی بزرگی در آسمان استوا و در کهکشان راه شیری به شکل لوزی نسبتاً بزرگی که روشن ترین ستارة آن نَسر طایر نام دارد.
وین ناوک ضمیر مرا پر جبرئیل
کرده ست بی نیاز ز پر عقابشان .
جغد :

پرنده ای است با صورتی پهن ، منقاری خمیده و چشم هایی درشت و پاهای بزرگ ، در دو طرف سرش دو دسته پر شبیه گوش گربه قرار دارد، در ویرانه ها زندگی می کند و به نحوست معروف است ، بوم و بوف هم گویند.
گل محمدي :

از تیره ٔ رزاسه و قسمت قابل مصرف آن گلبرگ است . ماده ٔ مؤثره ٔ آن تانن و موارد استعمال آن غرغره قابض ، غرغره بورات دو سدیم است . و از اين گل گلاب را مي سازند.
ژاله : تگرگ را گویند و سبب آن چنان است که چون بخار بهوا رود و سرمادر او اثر کند غلیظ شود و قطره ٔ باران گردد و در محل فرودآمدن فعل برودت در او زیاده تأثیر کند او را بفشرد و یخ بندد. تگرگ را نیز گویند
مائده سالار صبح ، نزل سحرگه فکند
از پی جلاب خاص ، ریخت ز ژاله گلاب .
منابع :
-
کلیه مطالب فوق از کتاب دایره المعارف وفرهنگ دهخدا و معین می باشند .
-
محمد تقی حسین بر