بیت که حافظ در مورد هاروت گفته است



گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی صد گونه جادوئی بکنم تابیارمت

آیه های 96و102درمورد هاروت وماروت:
96:ولتجد نهم احرص الناس علی حیوه ومن الذین اشکروا یودا حدهم لو یعمرالف سنه وما
هو بمزحزحه من العذاب ان یعمر والله بصیر بما تعلمون

معنی آیه:وآنان حریص ترین مردم بر زندگی خواهی یافت حتی طمعکارترین از مشرکان
هریک از آنان دوست دارد هزار سال عمر کند.در حالی که این عمر بدو داده شود.اورا عذاب بدور نمی دارد وخداوند نسبت بدانچه انجام می دهند بینا است.

102:واتبعوا ما تتلوا الشطین علی ملک سلیمن وما کفر سلیمن ولکن الشیطین کفروا
یعلمون الناس السحر وما انزل علی الملکین ببابل هروت ومروت وما یعلمان من احد حتی یقولا انما نحن فتنه فلا تکفر فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرءوزوجه وماهم
بضارین به من احد الا باذن الله ویتعلون ما یضرهم ولا ینعفهم ولقد عملوا لمن اشترئه ما له فی الاخره من خلق ولبئس ماشروابه انفسهم لوکانوایعلمون.

معنی آیه:به آنچه شیاطین صفتان وگناه پیشگانشان در باره سلطنت سلیمان می خواندند.باور داشتند وازآن پیروی نمودند.وحال آن که سلیمان هرگز کفر نورزیده است.وبلکه شیاطین صفتان گناه پیشه کفر ورزیده اند.جادو وآنچه در بابل بر دو فرشته
هاروت وماروت نازل گردیده بوده می آموختند.وبه هیچکس چیزی نمی آموختند مگر این که پیشاپیش بدو می گفتند :ما وسله آزمایش هستیم کافرنشواز ایشان چیزهاییآموختند که باآن میان مردوهمسرش جدایی می افکندند.وحال آن که باچنین جادوی نمی تواند به کسی زیان برسانند مگر این که با اجازه وخواست خدا باشد.وآنان قسمت هایی رافرا می گرفتند که بر ایشان زیان داشت وخریدار این گونه متاع باشد بهره ای درآخرت نخواهد داشت.وچه زشت وناپسند است آنچه خودرابدان فروخته اسنت.
منابع:
تفسیرنمونه ج1وصص374تا376ناصر مکارم شیرازی.چ
قاموس قرآن ج4وصص246و247سید علی اکبر قرشی دارالکتاب اسلامیه.
معنی آیه ها تفسیر نور نوشته:دکتر مصطفی خرم دل.

عبدل القیوم پاکزاد

عیوب قافیه در دیوان حافظ


غزل 13 بیت 3 و بیت 8
بیت 3 :می وزد از چمن نسیم بهشت
هان بنوشیددم بدم می ناب
بیت 8:بر رخ ساقی پری نیکو
همچو حافظ بنوش باده ناب
غزل 14:بیت 1 و بیت8
بیت 1:گفتم :ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت:در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب
بیت8:گفت:حافظ آشنایان در مقام حیرتند
دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب
غزل 16:بیت 3 وبیت11
بیت 1:بیک کرشمه که نرگس بخود فروشی کرد
فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت
بیت 11:جهان بکام من اکنون شود که دور زمان
مرا به بندگی خواجه جهان انداخت
غزل 22:بیت2 وبیت8
بیت2:سرم بدینی وعقبی فرو نمی آید
تبارک الله از این فتنها که در سر ماست
بیت8:از آن بدیر مغانم عزیزمیدارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
غزل 37 بیت6وبیت7
بیت6:نصیحتی کنمت یاد گیر و عمل آر
که این حدیث ز پیرطریقتم یادست
بیت7:غم جهان مخور وپندمن مبر ازیاد
که این لطیفه عشقم ز رهروی یادست
غزل 73: بیت3وبیت10
بیت3:اشک غماز من ار سرخ بر آمدچه عجب
خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
بیت10:آب چشمم که برو منت خاک در تست
زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست
غزل 80:بیت6وبیت7
بیت6:نه من از پرده تقوی بدر افتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
بیت7:حافظا روز اجل گر بکف آری جامی
یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت
غزل 91:بیت6وبیت8
بیت6:صد جوی آب بسته ام از دیده بر کنار
بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت
بیت8:میگریم ومرادم ازاین سیل اشکبار
تخم محبتست که در دل بکارمت
غزل 100:بیت2 وبیت5
بیت2:گفتم:ببار میدهدم باده نام وننگ
گفتا:قبول کن سخن وهر چه باد باد
بیت8:حافظ گرت زپند حکیمان ملالتست
کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد
غزل117:بیت2و بیت6
بیت2:سر ما فرونیایدبکمان ابروی کس
که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد
بیت6:من و شمع صبحگاهی سزد ار بهم بگرییم
که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد
منبع:دیوان کامل غزلیات حافظ /به کوشش:دکترخلیل خطیب رهبر/بامعنی وازهاوشرح بیت ها وجمله ها/چاپ:47/پاییز:1388/چاپ:مروی/انتشارات:صفی علیشاه
نرگس جوادیان

سخنرانی علمی

گروه زبان و ادبیات دانشگاه در راستای تحقق اهداف علمی خود برگزار می کند

سخنرانی علمی با عنوان : جنبه های عرفانی شعر مولانا

سخنران : جناب آقای تقوی

زمان : پنج شنبه ۹/۲/۸۹ ساعت ۹ صبح 

مکان : سالن اجتماعات فجر دانشگاه

همزمان مسابقه ی علمی نیز برگزار شده و به برندگان جوایزی اهدا خواهد شد.

نمونه ابیاتی در مورد رضا

 رضا  هفتمین مقام عرفان به معنای رضایتمندی خدا از بنده و بنده از هر آنچه که خدا برای او مقدر کرده است .
مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد  ولی چه سود که سر رشته در رضای توست
رضا بدیده بده و ز جبین گره بگشا  که بر من و تو در اختیار نگشت دست
من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب  که دل بدرد تو خو کرد و ترک درمان گفت
فراغ و وصل چه باشد؟ رضای دوست طلب  که حیف باشد از او غیر او تمنائی
پند حکیم محض صوابست و عین خیر  فرخنده آنکس که به سمع رضا شنید
پنهان زحاسدان بخورم خوان که منعمان  خیر نهان برای رضای خدا کنند
جو قسمت ازلی بی حضور ما کردند گر اندکی نه بوفق رضاست خرده مگیر
بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت که در مقام رضا باش و از قضا مگریز
به منت دگران خو مکن که در دو جهان رضای ایزد و انعام پادشاهت بس
گوشه چشم رضائی بمنت باز نشد اینچنین عزت صاحب نطران می داری
خرقه زهد و جام می گرچه نه در خور همند این همه نقش میزنم از جهت رضای تو

جوادیان

سیری در باب های گلستان 2

-بابهای گلستان را به ترتیب ذکر کنید
باب اول در سیرت پادشاهان
باب دوم در اخلاق درویشان
باب سوم در فضیلت قناعت
باب چهارم در فواید خاموشی
باب پنجم در عشق و جوانی
باب ششم در ضعف و پیری
باب هفتم در تائید تربیت
باب هشتم در اداب صحبت
2- ترتیب بابها بر اساس تعداد حکایات
1. باب ششم هشت حکایت
2. باب چهارم چهارده حکایت
3. باب هفتم نوزده حکایت
4. باب پنجم بیست و یک حکایت
5. باب سوم بیست و هشت حکایت
6. باب اول چهل و یک حکایت
7. باب دوم چهل و هفت حکایت
8. باب هشتم صد و نه حکایت
3- حجم بابها بر اساس تعداد حکایت
1. باب ششم
2. باب چهارم
3. باب هفتم
4. باب پنجم
5. باب سوم
6. باب هشتم
7. باب دوم
8. باب اول
نرگس جوادیان

سیری در باب های گلستان

باب اول اگر چه عنوان باب در سیرت پادشاهان است ولی همه حکایتها به سیرت پادشاهان بر نمی گردد . در چند حکایت 11و13و20و22و26 مذمت و تقبیح ستم و سفارش به عدالت است
باب دوم در اخلاق درویشان و اشخاص حکایتها کسانی هستند چون زاهد ، پارسا ، صالح ، عابد ، گدا ، حکیم ، اهل تحقیق .
زاهدی مهمان پادشاهی میشود کمتر از آنچه عادتش بود ، میخورد نمازش را بیشتر از آنچه معمولش بوده ،میگذارد.
باب سوم در در فضیلت قناعت ، مراد سعدی از قناعت تنها کم خوردن و کم پوشیدن نیست بلکه بر هوای نفس بند نهادن و حس جاه طلبی و مال اندوزی را مغلوب کردن ، نظیر حکایت آن اعرابی که در بیابان تنها و گرسنه مانده بود و کیسه ای یافت و پنداشت که گندم بریان است ذوق و شادی فراموش نکردنی به او دست داد . چون باز کرد دید که مروارید است .
باب چهارم در فواید خاموشی : موضوعهای حکایات عبارتند از رازنگهداری ، کم گوئی ، گفتگو نکردن با نادانان ، دانستن آداب صحبت.
عنوان باب پنجم در عشق و جوانیست و بیست حکایت دارد . عشق، زندگی و سرنوشت سعدی بوده و بی تردید او عاشق راستین بوده است
باب ششم در ضعف و پیری است ، ضعف و پیری در کتابی که موضوع آن حکمت عملی ، اخلاق فردی و اجتمائی است چه معنایی دارد؟ گویا مراد آنست که انسان بهنگام توانائی ضعف پیری را از یاد نبرد بهنگام جوانی حرمت پیران را بجا ی آورد و بهنگام پیری راه و رسم زندگی را مطابق اقتضای آن بداند .
باب هفتم گلستان شامل نوزده حکایت و یک مناظره است به عنوان جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی آمده است
باب هشتم را میتوان زیبا ترین و درخشان ترین ابواب گلستان دانست هم از جهت محتوا که اغلب حاوی سخنان حکیمانه و یاد آور کلام انبیا و اولیاست هم از نظر شیوایی و رسایی که نظیر آن را در زبان فارسی کمتر میتوان یافت.
جوادیان

غزل 184
دوش دیدم که ملائک در میخانه ز گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت بامن راه نشین باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار بنام من دیوانه زدند
در این غزل حافظ داستان آفرینش آدم را به شیوه ای عرفانی روایت می کند و به احتمال در پرداختن غزل نظری داشته است به فصلهای چهارم و پنجم از باب دوم مرصاد العباد نجم الدین رازی .
باب دوم فصل چهارم و پنجم داستان آفرینش آدم از کتاب مرصاد العباد نجم الدین رازی:
چندان انس پدید آمده آدم را با بهشت و لذات آن که چون اتلای شجره در میان آمد ابلیس گفت :( آدم طفل وار در اشجار و ازهار و اشهار و انهار بهت آویخت او را هم بدین خوش آمدها بتوان فریفت ) تا خلود بهشت و ملک آن بر رضای حق برگزید و به گفت شیطان از غایت حرص فرمان رحمان بگذاشت ، اشاره دارد به بیتهایی از دیوان حافظ :
غزل 317 بیت 3
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم
غرل 340 بیت 6
پدرم روضه رضوان بدو گندم بفروخت من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم
غزل 494 بیت 2
هشدار که گر وسوسه عقل کنی گوش آدم صفت از روضه رضوان بدر آیی
باب دوم فصل سوم عقل و عشق از مرصاد العباد نجم الدین رازی
میان محبت و عقل منازعت و مخالفت است هرگز با یکدیگر نسازند به هر منزل که محبت رخت اندازد عقل بردازد هر کجا عقل خانه گیرد محبت کرانه گیرد اشاره دارد به غزل 471 بیت 2
قیاس کردم و ترسید عقل در ره عشق چو شبنمی که دهر میکشد رقمی
  نرگس جوادیان

نمونه ابیاتی در مورد بخت ، دولت ، سعادت

 

  بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر زانکه زد بر دیده آبی روی رخشان شما
  چشم بر دور کز آن تفرقه ات باز آورد طالع نامور و دوست مادر زادت
  حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت
  گر بزلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست
  بجان خواجه و حق قدیم و عهد درست که مونس دم صبحم دعای دولت تست
  آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشبست یارب این تاثیر دولت در کدامین کوکبست
  وصل تو عجل را ز سرم دور همیداشت از دولت هجر تو کنون دور نماندست
  از آستان پیر مغان سر چرا کشم دولت در آن سرا و گشایش در آن درست
  دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال به تکلیف بشنو دولت درویش نیست
  دولت فقر خدایا بمن ارزانی دار کین کرامت سبب هشمت و تمکین منست
  ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو اگر طلوع کند طالعم همایونست
  مگر به تیغ اهل خیمه بر کنم وگر نی رمیدن از در دوست نه رسم و راه منست
  نرگس جوادیان